خرید بک لینک
توی این دنیا فقط یکبار یکی میتونست به این اندازه دوستت داشته باشه اونم از دست دادی ، یروزی میشه ۷۰ سالت و دیگه هیشکی دوستت نداره ، با چشمات کم کم چروک شدنِ پوستتو میبینی ، با همون سرعتم آدما کم کم پس میزننت ،دیگه جز زحمت برای دیگران چیزی نداری ، اون

برچسب: نویسنده: نیکان رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:53

هیچ وقت بابت عشق هایی که نثار دیگران کرده اید و بعدها به این نتیجه رسیده اید ذره ای برای عشق شما ارزش قائل نبوده اند، افسوس نخورید.
شما آن چیزی را که باید به زندگی ببخشید،
بخشیدید.
و چه چیزی زیباتر از عشق...

✍ #شل_سیلوراستاین
قطعه گم شده


برچسب: نویسنده: نیکان رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:53


تهِ تهِ همهی ناامیدیها ...
نداشتنها ،
نخواستنها ،
نبودنها ،
بنبستها و نرسیدنها ،
" خدا " را داری
که آغوشش را برایت باز کرده است ...
ناامیدی چرا ؟!


برچسب: نویسنده: نیکان رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:53

گویند ملا مهرعلی خویی، روزی در کوچه دید دو کودک بر سر یک گردو با هم دعوا میکنند. به خاطر یک گردو یکی زد چشم دیگری را با چوب کور کرد. یکی را درد چشم گرفت و دیگری را ترس چشم درآوردن، گردو را روی زمین رها کردند و از محل دور شدند.ملا رفت گردو را برداشت

برچسب: نویسنده: نیکان رستگار تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:53

صفحه بندی